تبليغاتX
::: پری دختری که پر زد :::







::: پری دختری که پر زد :::

آنجا که کسی نیست دلی هست که می تپد

تو رب العالمین من



خدایا

می دونم اینجایی

می دونم می بینی

 بهتر ازهمه ، نزدیکتر از هرکس

خدایا

منم یه بنده تو ، مثل هم بند ه های تو

 یه بنده با گناهام و با اشتباهاتم

اما تو که کسی رو از درگاهت رد نمی کنی

تو که توبه پذیری

تو که ارحم الراحمین هستی

منو ببخش و مشکلمو حل کن

به خیر و خوبی حلش کن

 می دونم که اگه بخوای ، اگه بدی می شه

هیچ چیز از نظرت دور نیست ، منم از تو می خوام

با دلی پیاده دنبالت اومدم

 

می گی نیا ، من پیشت هستم ،

باشه قبول

پس صدای منو که از ته قلبم در میاد که میشنوی؟

محتاجم و تو رب العالمین من

محتاجم و دالجلال و الاکرام من

محتاجم و تو یا قاضی الحاجات من

محتاجم و تو یا ارحم الراحمین من

محتاجم و تو یا حی یا قیوم من

محتاجم و تو لااله الا ا... الملک الحق المبین من ...

محتاجم و تو تمام دلیل من هستی برای این زندگی

 

الهم صل علی محمد وآل محمد ...

 


+ نوشته شده در 88/06/07ساعت 9 توسط پري |

هماهنگی با زندگی


من به زیبایی و قدرت روح کسی علاقه ندارم ،

 بلکه به دانش و معرفت شخص را در برقراری

هماهنگی با زندگی تحسین می کنم و

دوست می دارم.



زندگی از نو - کریستین بوبن

+ نوشته شده در 88/06/06ساعت 18 توسط پري |

یتیمان زندگی



آدمیزاد از مسیرهای بسیار به نادانی می افتد

 کجاست دست آن نوازشگری که بر سر این یتیمان زندگی بکشد

 

توفیق سزاواری از تو می خواهم

آن اشک شبهایت برای ما بود که اینچنین در بی نشانی روزگار گم نشویم

اما به صبر، ما یاری ده که یتیم تنها از زندگی گوشه چشمی از تو می خواهد

کجاست دست آن نوازشگری که بر سر این یتیمان زندگی بکشد

 

کوچه به کوچه به عطر یاسی که در این جهان پراکندی

 به دنبال قدمهای شبهای تنهائیت می گردیم

بلکه نگاهی از تو دریابیم

گرچه می دانیم گمشده درون خانه دل پنهان می شود

اما آدمی تاب زیستن می خواهد

آدمی گوشه چشمی می خواهد، تا در آن وسعت بی پایان غرق شود

 

کجاست دست آن نوازشگری که بر سر این یتیم زندگانی بکشد

اشکی پاک شود و دلی آرام یابد

به امید آن لحظه ، تمام لحظه هایم نثارتو باد ای سرو عاشق .

 

Peri 2/6/88

 

 

 

+ نوشته شده در 88/06/02ساعت 12 توسط پري |

بیراهه خواهم رفت …



بیراهه رفته بودم

آن شب

دستم را گرفته بود و می کشید

زین بعد همه عمرم را

بیراهه خواهم رفت


 


)
حسین پناهی)

+ نوشته شده در 88/06/02ساعت 12 توسط پري |

پایان لحظه ها ست



زندگی موسیقی حقیقت لحظه هاست

جایی که روزی آرزویمان بود

لحظه ایست که شاید غم انگیزاست

و یا شادی آور

 

زندگی ندانستن این حقیقت است

که حقیقت در زیستن زندگیست

و فراموشی خویشتن از بهر دیگریست

 

و بیداری پس از پایان لحظه ها ست

 

+ نوشته شده در 88/05/31ساعت 17 توسط پري |

سخنانی از وین دایر

http://www.bruceeisner.com/photos/uncategorized/dyer_1.gif


امروز را با پرسه زدن از دست می دهید تا فردا دوباره همین داستان تکرار


شود و روز بعد, سستی بیشتر. هر بی تصمیمی تاخیر مربوط را به وجود


 می آورد و روزها با تاسف خوردن بر روزهای از دست رفته می گذرد.


*************

ذهن خود را بر تصاویر مثبت متمرکز کنید تا به شخص کاملی که هم اکنون در ذهن خود

مجسم کرده اید برسید و به سوی آن و حتی بالاتر از آن رشد کنید. هرگز خود را شخص

ناقص و معیوبی مجسم نکنید.


«ترس از شکست», از دستش خلاص شوید. شما نمی توانید در کاری شکست بخورید.

هرکاری نتیجه ای دارد و نتایج کار به حساب می آید. برچسب شکست خورده به خود زدن

بی معنی است.


*************

هنگام روبرو شدن با پستی ها و حقارت ها و سخنان تنفرآمیز از موضع عشق به آنها پاسخ

گویید, در هر جمعی, شما کسی باشید که با رفتار محبت آمیز, از غایبان دفاع می کند


احساس پشیمانی دائم و نگرانی از رویدادهای احتمالی آینده, از مخرب ترین احساسات

منفی انسان به شمار می آیند.


هنگامی که احساس ناراحتی می کنید از خود سوال کنید« چگونه می توانم با تغییر نظراتم

در امور مختلف ناراحتی خود را برطرف نمایم»؟


سپس در این راستا کار کنید تا مشکل حل شود.


*************

-   انسان چيزی نيست به جز باورهايش و آنچه در قلب خويش میپرورد

-    کارنامه ی حيات ما جمع کل انتخاب هاييست که در طول حيات خويش داريم



http://i5.tinypic.com/14j8cj7.jpg


آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند, از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود


در این زمینه, خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم.


بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم.


پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.


زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در

مردن است که حیات ابدی می یابیم.


**************************** آمین

+ نوشته شده در 88/05/31ساعت 7 توسط پري |

رحمت خداوند


http://i4.tinypic.com/263dhrp.jpg

 تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.



سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

 

+ نوشته شده در 88/05/30ساعت 17 توسط پري |

چند سطری از کریستین بوبن


http://pelygi.persiangig.com/25.jpg


“جايگاه راستين زندگی ما همان مكانی نيست كه روزهايمان را در آن سپری می كنيم،

بلکه جايی است كه در آن اميد می بنديم بی آنكه بدانيم چه چيز اميدوارمان ساخته است،

جايی است كه در آن آواز سر می دهيم بی آنكه بدانيم چه چيز به آواز 

 خواندنمان واداشته است”.


********************


“حقيقت خارج از وجود ما نيست.حقيقت در شناختی نيست كه از آن پيدا می كنيم،

بلکه در نشاطی است كه به ما ارزانی می دارد”.



********************


“و اگر چنین است که هر گونه زیبایی نابی از عشق سرچشمه می گیرد,

خود عشق از چه پدید می آید,جنس آن از چیست و طبیعت برتر آن

از چه سرشتی است؟ زیبایی ازعشق پدید می آید,وعشق ازتوجه.

توجهی ساده به سادگان,توجهی ناچیز به ناچیزان ,توجهی زنده به تمام زندگیها”.


********************


“آنچه باید از آن گذشت پول نيست،زندگی است و آن را نبايد به كسانی داد كه

حرفه شان سخن گفتن از آن در آيين عشای ربانی است،بلکه به كسانی كه برای

ناليدن هم زبان ندارند”.


********************


 در زندگی همه تنگاتنگ هم افتاده ایم, فکر می کنم هنر اصلی , هنر فاصله ها باشد

 , زیاد نزدیک به هم می سوزیم , زیاد دور , یخ می زنیم . باید یاد بگیریم جای

درست و دقیق را پیدا کنیم و همان جا بمانیم .

+ نوشته شده در 88/05/29ساعت 22 توسط پري |