پایان لحظه ها ست

زندگی موسیقی حقیقت لحظه هاست
جایی که روزی آرزویمان بود
لحظه ایست که شاید غم انگیزاست
و یا شادی آور
زندگی ندانستن این حقیقت است
که حقیقت در زیستن زندگیست
و فراموشی خویشتن از بهر دیگریست
و بیداری پس از پایان لحظه ها ست

زندگی موسیقی حقیقت لحظه هاست
جایی که روزی آرزویمان بود
لحظه ایست که شاید غم انگیزاست
و یا شادی آور
زندگی ندانستن این حقیقت است
که حقیقت در زیستن زندگیست
و فراموشی خویشتن از بهر دیگریست
و بیداری پس از پایان لحظه ها ست

امروز را با پرسه زدن از دست می دهید تا فردا دوباره همین داستان تکرار
شود و روز بعد, سستی بیشتر. هر بی تصمیمی تاخیر مربوط را به وجود
می آورد و روزها با تاسف خوردن بر روزهای از دست رفته می گذرد.
*************
ذهن خود را بر تصاویر مثبت متمرکز کنید تا به شخص کاملی که هم اکنون در ذهن خود
مجسم کرده اید برسید و به سوی آن و حتی بالاتر از آن رشد کنید. هرگز خود را شخص
ناقص و معیوبی مجسم نکنید.
«ترس از شکست», از دستش خلاص شوید. شما نمی توانید در کاری شکست بخورید.
هرکاری نتیجه ای دارد و نتایج کار به حساب می آید. برچسب شکست خورده به خود زدن
بی معنی است.
*************
هنگام روبرو شدن با پستی ها و حقارت ها و سخنان تنفرآمیز از موضع عشق به آنها پاسخ
گویید, در هر جمعی, شما کسی باشید که با رفتار محبت آمیز, از غایبان دفاع می کند
احساس پشیمانی دائم و نگرانی از رویدادهای احتمالی آینده, از مخرب ترین احساسات
منفی انسان به شمار می آیند.
هنگامی که احساس ناراحتی می کنید از خود سوال کنید« چگونه می توانم با تغییر نظراتم
در امور مختلف ناراحتی خود را برطرف نمایم»؟
سپس در این راستا کار کنید تا مشکل حل شود.
*************
- انسان چيزی نيست به جز باورهايش و آنچه در قلب خويش میپرورد
- کارنامه ی حيات ما جمع کل انتخاب هاييست که در طول حيات خويش داريم

آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند, از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود
در این زمینه, خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم.
پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در
مردن است که حیات ابدی می یابیم.
**************************** آمین

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پيش نمیروند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

“جايگاه راستين زندگی ما همان مكانی نيست كه روزهايمان را در آن سپری می كنيم،
بلکه جايی است كه در آن اميد می بنديم بی آنكه بدانيم چه چيز اميدوارمان ساخته است،
جايی است كه در آن آواز سر می دهيم بی آنكه بدانيم چه چيز به آواز
خواندنمان واداشته است”.
********************
“حقيقت خارج از وجود ما نيست.حقيقت در شناختی نيست كه از آن پيدا می كنيم،
بلکه در نشاطی است كه به ما ارزانی می دارد”.
********************
“و اگر چنین است که هر گونه زیبایی نابی از عشق سرچشمه می گیرد,
خود عشق از چه پدید می آید,جنس آن از چیست و طبیعت برتر آن
از چه سرشتی است؟ زیبایی ازعشق پدید می آید,وعشق ازتوجه.
توجهی ساده به سادگان,توجهی ناچیز به ناچیزان ,توجهی زنده به تمام زندگیها”.
********************
“آنچه باید از آن گذشت پول نيست،زندگی است و آن را نبايد به كسانی داد كه
حرفه شان سخن گفتن از آن در آيين عشای ربانی است،بلکه به كسانی كه برای
ناليدن هم زبان ندارند”.
********************

گفتم غم
تو دارم گفتا غمت سر آيد
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز
گفتا ز خوبرويان اين کار کمتر آيد
گفتم که بر خيالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه ديگر آيد
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آيد
گفتم خوشا هوايی کز باد صبح خيزد
گفتا خنک نسيمی کز کوی دلبر آيد
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آيد
گفتم دل رحيمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآيد
گفتم زمان عشرت ديدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاين غصه هم سر آيد
****************************
امید دارم که تو میدانی و من نادانم خدایا تو ناجی من هستی و
من به انتظار گوشه چشمت لبریزم وجودت ...

آدمی بايد مشقتها تحمل كند و سختيها بكشد تا هستی لايق خود را بيابد .
تضاد و كشمكش ، شلاق تكامل است . موجودات زنده با اين شلاق راه خود را
به سوی كمال میپيمايند . اين قانون ، در جهان نباتات ، حيوانات و
بالاخص انسان صادق است .
برای خواندن کل مطلب به ادامه مطلب بروید

اکنون کارم سفر است
مسافری تنهایم
که در زبر کوله باری سنگین ،پشتم خم شده
و استخوانهایم به درد آمده است
و میروم و راه طولانی لحظه ها
در پیش رویم تا افق کشیده شده است
و از هر منزلی تا منزل دور دست دیگر ،لحظه ای است.
و این چنین من باید صد هزار ،میلیون ها لحظه
را طی کنم.
تا برسم به یک روز
...
(دکتر علی شریعتی)

سفری باید کرد
.......
تا به عمق دل یک
پیچک تنها
که چرا اینچنین سخت به خود می پیچد
شاید از راز درونش بشود کشفی کرد
شاید او هم به کسی دل بسته ست
.....
شاید او هم تنهاست و نمی تواند بگوید از درد دلش ، از دلش آئینه ها باخبرند
که به صدای آن دوست ، به صدای یک ناجی ، آن ناجی سبز منتظر است
آنچنان سخت
به خود می پیچد تا دلش گم نشود ...

بغض ... وقتی همه جا هست
و کسی که باید باشد
همیشه در پشت پرده هاست
دلم برای خدا
و برای کسی که باید بیاد
آن مرد سبز تنگ شده
مردی که با همه فرق دارد
اشکهایم را پاک می کند
سهم مرا می دهد
و مرا با خود می برد .

اگر مجبور شوید برای نجات زندگیتان به یک مبارزه واقعی
دست بزنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه عکس العملی نشان خواهید داد و چه کار
خواهید کرد؟
در مورد این موضوع شما هم اغلب فکر کرده اید اگر درگیر
یک مبارزه واقعی شوید
خیلی سریع شخص مهاجم را به شدت مصدوم می کنید (و حتی شاید او را به قتل برسانید) اگر چنین اتفاقی
بیفتد و به پای میز محاکمه کشیده شوید در جواب خواهید گفت که خود هیچ مسئولیتی در قبال عملی که انجام داده اید
نمی پذیرید و حملات مهاجم را بی
اراده و بدون آگاهی و
کنترل ذهنی پاسخ داده اید و آن باعث مرگ او گشته نه شما.
آن زمانی است که شما بدون آگاهی ذهنی و کنترل فکری عملی
را انجام می دهید در آن لحظه شما فقط فاعل هستید مثلا وقتی شما توپی را به سوی من پرتاپ می کنید دست من بدون تفکر و
اراده به سوی توپ دراز می شود و آن
را می گیرد. یا زمانی که کودک یا حیوانی به سوی اتومبیلتان میدود پایتان بی
اختیار روی پدال
ترمز فشار وارد می آورد زمانی که شما ضربه ای بر من وارد می کنید من قبل از برخورد ضربه از خود دفاع می کنم و خود با ضربه ای جواب
می دهم ولی این
کار بدون فکر و تصمیم قبلی صورت می گیرد آن خود اتفاق می افتد.
این حالتی از ذهن است که
ژاپنی ها آن را موشین می نامند که از لحاظ لغوی به معنای فکر نکردن است. بنا به گفته استادان ذن ، موشین به معنی عمل کردن است در حالی که
فاعل از خود عمل جدا گشته و هیچ نوع تفکری در اصل عمل دخالت ندارد . زیرا عمل غیرارادی و بسیار آزاد
است . وقتی موشین در کار باشد ذهن از کاری به کار دیگر میرود و همانند چشمه ای جاری می شود و فضای خالی
را در ذهن پر می کند.
چگونه شخصی به مرحله فکر نکردن دست می یابد؟

شبی که تو آمدی
ساده تر از آنی بودم که هستم
بالاهایم را بستم
و زیر شاخه درخت
از ترس باران و رعد وبرق
پناه گرفتم ،
تو آمدی و دستان سردم را
به آسمان بخشیدی
آنچنان گرم که خاطره شبانگاهان
از من و تو دورتر رفت
و به پلک ستارگان برخورد
توآمدی و در من
تصویر کسی را نقش کردی
که قرار است بیاید .
تو آمدی و تصویر صبحی که قرار است بیاید
سبزتر گشت
و خورشید گرم آن صبح
باران شب را بخار کرد و رفت.
و این نامه ام تقدیم به تو
که به من چگونه بیایم را خاطر نشان کردی .

سکوت دردناک است
اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد
و در زندگی ما لحظه هایی هست
که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد .
درون هر چیز در اعماق هستی نیرویی هست
که چیزی را می بیند و می شنود
که هنوز قادر به درکش نیستیم
هرآنچه امروز هستیم از سکوت دیروز زاده شده است .
ما بس تواناتر از آنیم که می اندیشیم
لحظه هایی هست که در آنها یگانه راه آموختن ،
به کار نبردن هیچ ابتکاری ، انجام ندادن هیچ کاری است .
زیرا در این لحظه های سکون ، بخش نهان وجود ما فعال است
و می آموزد
.
آنگاه که شناخت نهان در روح خود را می
نمایاند ،
از خود شگفت زده می شویم
و انگاره های ما از زمستان ، به گل می نشینند ،
در حال سرودن نغمه هایی که هرگز در رویا هم نشنیده ایم
زندگی همواره بیش تر از آنی به
ما می بخشد
که خود را سزاوارش می دانیم .

*دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم
منو بده...“
دنیا مانند
پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما
اگر به دنیا بگویی:
”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!!
*هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.
*به
هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا
این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
*درستكارترین
مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند،
حتا اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.
* برای آغاز هر تحول در خود،
ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.
*از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.
*دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو.
*به کوچکي گناه نگاه نکن. بلکه ببين چه کسي را نا فرماني کرده اي.
*بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندترباشد.
*در
روز سختی عظمت روح و توانائى اشخاص معلوم می گردد.
حضرت محمد (ص)
------------------------------
* غني ترين شما قانع ترين شما است.
* عفو زيور قدرت است.
امام علي (ع(
------------------------------
آنچه هستيد ، شما را
بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
امرسون
------------------------------
نیرومندترین مردم کسی است که خشم خویش نگه دارد.
"افلاطون"
------------------------------
مأيوس مباش زيرا ممكن
است آخرين كليدي كه در جيب داري ،
قفل را بگشايد.
"تروتي ويك"
------------------------------

این روزها هر رنگی به سختی می انجامید
اما خداوند از سوی نشانه هایش در دلت راه امید را
می گشاید . و تو ناباورانه خودت را از آغاز باور
می کنی . شکر خدایی را که مرا آفرید تا زندگی کنم
و طعم سعادت را بچشم .