کاریکلماتور
● تنها كساني بازي
زندگي را مي بَرند كه به بُردن ديگران كمك مي كنند.
●
مهرباني
بهترين مُهره مار است.
●
بي
كاري خسته كننده تر از كار است.
● هر وقت « اميد » مي رود سر و كله « شكست » پيدا مي شود.
●
كلاهم
را كه برداشت، خيس اشك شدم
.
●
مرد
كه عاشق شود، همسرش هزار عيب پيدا مي كند.
● هر چه انسانها از گوهر دروني كم نصيب ترند،
به زيور بيروني مزين ترند.
●
اسفند
ماه، ماه ِجيب تكاني و خانه تكاني است.
● وقتي صداي پاي مرگ مي
آيد، همه با هم مهربان مي شوند.
●
كم
گويي سپر اشتباه است.
●
قدر
سلامت را كسي داند كه فاكتور بيمارستان را ببيند.
●
شتر
در خواب بيند پنبه دانه، من در خواب بينم ماشين همسايه
...
● موش تو سوراخ جا نمي شد، با خودش بنا آورد.
●
كوه
به كوه نمي رسه، اما بهشت و جهنم از راه مي رسه.
●
اينقدر
گلي كه زنبور اشتباهي نيشت زد.
● دانا كسي است كه هرگز فارغ المطالعه نمي شود.

